رفتن به محتوای اصلی
ورود

درصد حباب سکه چیست؟ روش محاسبه و مقایسه حباب انواع سکه

درصد حباب سکه نشان می‌دهد قیمت بازار چند درصد بالاتر از ارزش طلای داخل سکه است. فرمول، مثال عددی و مقایسهٔ حباب امامی، نیم، ربع و گرمی را بشناسید.

· ۸ دقیقه مطالعه

چهار دیسک طلایی بدون نقش روی سنگ تیره، از بزرگ در چپ تا کوچک در راست، و روی هرکدام یک حباب صابونی که برعکس بزرگ می‌شود؛ حباب روی کوچک‌ترین دیسک از لبهٔ فلز بیرون زده است.
همان اضافه‌بها روی طلای کمتر، درصد بزرگ‌تری می‌سازد. کوچک‌ترین سکه، کمترین مبلغ حباب را دارد و بیشترین درصد را.

درصد حباب سکه می‌گوید قیمت بازار یک سکه چند درصد بالاتر — یا پایین‌تر — از ارزش طلای خالص داخلش است. حسابش یک تقسیم است: اختلاف قیمت بازار و ارزش فلز، تقسیم بر ارزش فلز، ضربدر صد.

این شاخص برای مقایسهٔ امامی و بهار آزادی و نیم و ربع و گرمی به کار می‌آید، چون وزن و قیمتشان یکی نیست و مبلغ حباب به‌تنهایی قابل مقایسه نیست.

ولی درصد حباب تمام هزینهٔ معامله را نشان نمی‌دهد و باید کنار اسپرد خریدوفروش دیده شود. این مقاله حساب را نشان می‌دهد و بعد می‌گوید کجا گمراه می‌کند.

حباب ریالی و درصدی چه فرقی دارند؟

حباب سکه فاصلهٔ میان قیمت بازار و ارزش نظری طلای خالص داخل آن است. آن ارزش — که گاهی «ارزش ذاتی» نامیده می‌شود — از وزن و عیار و نرخ طلای خالص درمی‌آید، نه از قیمتی که خریداران برای خود سکه می‌پردازند.

حباب تومانی مبلغ اضافه بر ارزش فلز را می‌گوید. درصد حباب می‌گوید این اضافه نسبت به ارزش طلای داخل سکه چقدر است.

فرض کنید ارزش فلز سکه‌ای ۸۰ میلیون تومان باشد و قیمت بازارش ۱۰۰ میلیون:

حباب تومانی: ۲۰ میلیون — درصد حباب: ۲۵ درصد

حالا سکهٔ کوچک‌تری با ارزش فلز ۱۰ میلیون و حباب ۵ میلیون: مبلغ حبابش یک‌چهارم است، ولی درصدش ۵۰ — دو برابر.

پس مبلغ حباب برای شناخت فاصله مفید است و درصد حباب برای مقایسه.

درصد حباب با سهم حباب از قیمت یکی نیست

دو حساب وجود دارد که هر دو «درصد حباب» نامیده می‌شوند و یکی نیستند:

درصد حباب = (حباب ÷ ارزش فلز) × ۱۰۰

سهم حباب از قیمت = (حباب ÷ قیمت بازار) × ۱۰۰

در همان مثال، حباب ۲۰ میلیون است:

نسبت به ارزش فلز ۸۰ میلیونی → ۲۵ درصد. نسبت به قیمت بازار ۱۰۰ میلیونی → ۲۰ درصد.

اولی می‌گوید سکه ۲۵ درصد بالاتر از ارزش طلایش قیمت خورده. دومی می‌گوید ۲۰ درصد پولی که خریدار می‌دهد بابت چیزی غیر از فلز است.

هر دو درست‌اند و هر دو جواب سؤال دیگری‌اند. وقتی عددی می‌خوانید، اول بپرسید مخرجش چه بوده. در این مقاله «درصد حباب» همیشه یعنی نسبت به ارزش فلز.

حساب، قدم به قدم

سه داده لازم است: قیمت بازار سکه، مقدار طلای خالص داخلش، و قیمت هر گرم طلای خالص — هر سه از یک زمان.

ارزش طلای خالص از وزن و عیار

سکه‌های بانکی عیار ۹۰۰ دارند، یعنی ۹۰ درصد وزنشان طلای خالص است. (عیار ۹۰۰ معادل ۲۱٫۶ کارات است، نه ۲۲ — این اشتباه در منابع فارسی زیاد تکرار می‌شود.)

ارزش فلز = وزن کل سکه × ۰٫۹۰۰ × قیمت هر گرم طلای خالص

وزن‌های مرجع:

سکه تمام (امامی و بهار آزادی): ۸٫۱۳۳ گرم → ۷٫۳۲ گرم طلای خالص

نیم‌سکه: ۴٫۰۶۶ گرم → ۳٫۶۶ گرم

ربع‌سکه: ۲٫۰۳۳ گرم → ۱٫۸۳ گرم

سکه گرمی بانکی: ۱٫۰۱۶ گرم → ۰٫۹۱۴ گرم

آن آخری قابل توجه است: «گرمی» نام قطعه است، نه وزنش. در بعضی منابع ۱٫۰۱ نوشته می‌شود و برای محاسبهٔ سرانگشتی فرقی نمی‌کند، ولی در درصد حباب اثر می‌گذارد. سکه گرمی یا پارسیان یک‌گرمی این وزن را جداگانه باز کرده است.

فرمول و یک مثال

سه متغیر: P قیمت بازار، V ارزش فلز، B مبلغ حباب.

B = P − V و درصد حباب = (B ÷ V) × ۱۰۰

با ارزش فلز فرضی ۷۰ میلیون و قیمت بازار ۷۷ میلیون:

B = ۷۷ − ۷۰ = ۷ میلیون → (۷ ÷ ۷۰) × ۱۰۰ = ۱۰ درصد

اگر قیمت بازار دقیقاً برابر ارزش فلز باشد درصد صفر می‌شود، و اگر پایین‌تر باشد منفی.

ارزش فلز را از کدام نرخ بگیریم؟

از نرخ داخلی. اگر نرخ اعلام‌شده واقعاً طلای ۱۸ عیار با خلوص ۷۵۰ باشد، برای رسیدن به نرخ طلای خالص بر ۰٫۷۵ تقسیمش کنید. برای سکهٔ عیار ۹۰۰ این به شکل ساده‌تری درمی‌آید:

ارزش فلز = وزن سکه × ۱٫۲ × قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار

چون ۰٫۹۰۰ ÷ ۰٫۷۵ = ۱٫۲.

یا از انس و دلار. قیمت هر گرم طلای خالص را از انس جهانی و نرخ ارز بسازید، بعد همان فرمول.

دو مسیر لزوماً یک عدد نمی‌دهند — شرایط بازار داخلی، نرخ ارز مبنا و زمان ثبت داده‌ها فرق می‌کنند. این اختلاف خطا نیست؛ ولی باید بدانید کدام مسیر را رفته‌اید.

حق ضرب کجای این حساب است؟

حق ضرب هزینهٔ تولید سکه است و طلای بیشتری داخل سکه نمی‌گذارد. در روش اصلی این مقاله به ارزش فلز اضافه نمی‌شود.

اگر بخواهید لحاظش کنید، شاخص جداگانه‌ای است:

درصد حباب تعدیل‌شده = [(P − V − C) ÷ (V + C)] × ۱۰۰

با ارزش فلز ۸۰ میلیون، حق ضرب ۱ میلیون و قیمت بازار ۱۰۰ میلیون: درصد حباب ۲۵ و تعدیل‌شده حدود ۲۳٫۴۶ درصد.

و این شاخص نباید بی‌توضیح جای آن یکی نمایش داده شود. حق ضرب مبلغ ثابتی برای همهٔ سکه‌ها و همهٔ زمان‌ها نیست، پس عدد تخمینی را نباید هزینهٔ قطعی یا بخشی از ارزش طلای سکه معرفی کرد.

مقایسهٔ انواع سکه با یک مثال

با فرض هر گرم طلای خالص ۱۰ میلیون تومان و قیمت‌های کاملاً فرضی:

سکه تمام — ارزش فلز ۷۳٫۱۹۷، قیمت ۸۰ → حباب ۶٫۸۰۳ → ۹٫۲۹ درصد

نیم‌سکه — ارزش فلز ۳۶٫۵۹۴، قیمت ۴۲ → حباب ۵٫۴۰۶ → ۱۴٫۷۷ درصد

ربع‌سکه — ارزش فلز ۱۸٫۲۹۷، قیمت ۲۴ → حباب ۵٫۷۰۳ → ۳۱٫۱۷ درصد

سکه گرمی — ارزش فلز ۹٫۱۴۴، قیمت ۱۳ → حباب ۳٫۸۵۶ → ۴۲٫۱۷ درصد

سکهٔ گرمی کمترین مبلغ حباب را دارد و بیشترین درصد را. دقیقاً همین نشان می‌دهد چرا مبلغ حباب معیار مقایسه نیست.

عدد امروزِ هرکدام در صفحهٔ خودش هست: حباب امامی، بهار آزادی، نیم‌سکه، ربع‌سکه و سکه گرمی.

اضافه‌بها به‌ازای هر گرم طلای خالص

شاخص مکملی که می‌گوید بابت هر گرم طلای خالص چقدر بالاتر از ارزش فلز پرداخته‌اید:

اضافه‌بها به‌ازای هر گرم = مبلغ حباب ÷ وزن طلای خالص سکه

در همان مثال: سکه تمام حدود ۹۲۹ هزار تومان، نیم‌سکه ۱٫۴۸ میلیون، ربع‌سکه ۳٫۱۲ میلیون، سکه گرمی ۴٫۲۲ میلیون.

اگر همهٔ سکه‌ها یک عیار داشته باشند، رتبه‌بندی این شاخص با رتبه‌بندی درصد حباب یکی درمی‌آید. مزیتش این است که اختلاف را به تومان هم نشان می‌دهد.

چرا سکه‌های کوچک‌تر درصد حباب بیشتری دارند؟

قیمت یک قطعه فقط از طلای داخلش نمی‌آید. تقاضا، شرایط عرضه، هزینه‌های مرتبط با هر قطعه و دسترسی خریداران هم اثر دارند.

و یک رابطهٔ ساده: وقتی مبلغی مشخص به‌عنوان اضافه‌بها روی مقدار کمتری طلا بنشیند، درصدش بزرگ‌تر می‌شود. پنج میلیون حباب روی ۵۰ میلیون طلا ۱۰ درصد است؛ همان پنج میلیون روی ۱۰ میلیون طلا، ۵۰ درصد.

این توضیح می‌دهد چرا سکه‌های کوچک با وجود حباب تومانی کمتر، درصد بالاتری دارند. ولی قانون همیشگی نیست — تغییر عرضه و تقاضا می‌تواند ترتیب را جابه‌جا کند.

و امامی و بهار آزادی با وزن و عیار یکسان هم لزوماً یک قیمت و یک درصد ندارند؛ تقاضا برای دو طرح فرق می‌کند.

چرا این عدد در منابع مختلف فرق دارد؟

چهار دلیل، و همه‌شان قرارداد محاسباتی‌اند نه خطا:

مخرج فرق دارد. یکی نسبت به ارزش فلز حساب کرده و دیگری نسبت به قیمت بازار — ۲۵ در برابر ۲۰ برای یک وضعیت.

وزن مرجع فرق دارد. ۱٫۰۱ در برابر ۱٫۰۱۶ برای سکهٔ گرمی، یا ۸٫۱۳۳ در برابر عدد دقیق‌تر برای سکهٔ تمام.

حق ضرب در مبنا هست یا نیست.

نرخ‌ها هم‌زمان نیستند. نرخ دیروز دلار کنار قیمت امروز سکه، درصدی می‌سازد که هیچ لحظه‌ای وجود نداشته.

پس پیش از مقایسهٔ دو عدد از دو منبع، اول ببینید هر دو با چه قراردادی حساب شده‌اند.

این شاخص چه چیزی را نمی‌گوید

هزینهٔ معامله را. فاصلهٔ قیمت خرید و فروش جداست و درصد حباب آن را در خود ندارد. کارمزدها را جداگانه ببینید.

و حباب منفی را مساوی فرصت نگیرید. قیمت بازاری که پایین‌تر از ارزش فلز است می‌تواند دلایل دیگری داشته باشد — نقدشوندگی، شرایط فروش مجدد، یا اسپردی که سود ظاهری را می‌خورد.

درصد حباب یک شاخص است، نه یک توصیه. می‌گوید امروز چقدر بالاتر از ارزش فلز می‌پردازید؛ نمی‌گوید فردا این عدد بالا می‌رود یا پایین. و تغییر خودِ حباب — نه فقط تغییر قیمت طلا — روی بازده شما اثر می‌گذارد.

اگر می‌خواهید ارزش فلزی یک قطعهٔ مشخص را حساب کنید، ماشین‌حساب طلا کار دیگری می‌کند. و اگر سؤالتان اصلاً انتخاب میان طلا و سکه است، طلا بخرم یا سکه؟ از زاویهٔ دیگری نگاه کرده است. آیا شمش طلا حباب دارد؟ هم همین مفهوم را برای شمش باز می‌کند، که بازار متفاوتی دارد.

جمع‌بندی

درصد حباب = (قیمت بازار − ارزش فلز) ÷ ارزش فلز × ۱۰۰

و ارزش فلز = وزن سکه × ۰٫۹۰۰ × نرخ هر گرم طلای خالص، با وزن‌های ۸٫۱۳۳ / ۴٫۰۶۶ / ۲٫۰۳۳ / ۱٫۰۱۶.

سه چیز را با هم اشتباه نگیرید: مبلغ حباب، درصد نسبت به ارزش فلز، و سهم از قیمت بازار. هر سه عدد درست‌اند و هر سه جواب سؤال دیگری.

و سکه‌های کوچک‌تر معمولاً درصد بالاتری دارند، چون اضافه‌بهای تقریباً ثابت روی طلای کمتری می‌نشیند.

پس پیش از مقایسه، یک سؤال مقدم است: این عدد با چه مخرجی و با چه وزنی حساب شده؟ دو درصد از دو قرارداد متفاوت، اصلاً قابل مقایسه نیستند.

ادامهٔ خواندن

بازگشت به مقاله‌ها